الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
276
الغدير ( فارسى )
احيانا عقب ماندهاند ، سرگردان نشوند ، از اينروست كه پيامبر فرمود : امير كاروان كسى است كه از همگان ضعيفتر است ، يعنى آن كه چارپايش كند و ناتوان است ، ديگران بايد در حركت و فرود تابع او باشند و جانب او را رعايت كنند . 4 - شاهراه امن و پرنعمت را براى حركت كاروان در نظر داشته باشد و از راه خشك و سنگلاخ بپرهيزد . 5 - اگر آب كمياب است ، در فكر تهيهء آن باشد و اگر چراگاه كم است ، در فكر علوفه چارپايان باشد . 6 - هرگاه در منزلى فرود آيند ، با اعوان خود به مراقبت و پاسبانى قيام كند و چون به راه افتند ، گرداگرد آنان بچرخد تا از شر سارقان و طراران در امان مانند . 7 - چنانچه راهزنان ، راه كاروان را ببندند ، با تمام امكانات خود مقابله كند ، اگر مىتواند با نبرد و قتال ، و گرنه با بذل اموال راه كاروان را باز كند كه حجاج از وظايف و اعمال حج عقب نمانند . البته ، بذل اموال در صورتى است كه حجاج از جان و دل بپذيرند ، زيرا در اين گونه موارد بذل اموال واجب نيست . 8 - در نزاع و درگيرى ، ميان افراد كاروان وساطت كند تا صلح و صفا برقرار گردد و اگر مجاز نيست ، بدون رضايت آنان داورى ننمايد و در صورتى كه مجاز باشد ، يعنى اهليت داورى داشته و فرمان لازم صدور يافته باشد ، مىتواند شخصا داورى كند و اگر به شهرى وارد شوند كه حاكم شرع در آن مستقر است ، مىتواند داورى را به دو محول كند . 9 - ستمگران را به جاى خود بنشاند و خطاكاران را ادب كند و جز در صورتى كه مجاز باشد و از اهل اجتهاد ، حدود الهى را اجرا نكند . 10 - مراقب وقت و هنگام باشد كه به موقع مناسك حج را دريابند و حتى المقدور محتاج به سرعت و تاختن نشوند كه باعث رنج و خستگى خواهد بود . موقعى هم كه به ميقات رسيدند ، به حد كافى فرصت دهد كه به انجام واجبات و مستحبات احرام موفق شوند . اما دربارهء اقامهء حج و به پا داشتن مناسك آن بايد گفت : كسى كه متصدى اين كار مىشود و او را امير الحاج گويند ، به منزلهء امام جماعت است